معلم و سرمایه دار

دل نوشته ی یک معلم :

سرمایه دار عزیز یادت هست

 

هردو تحقیق می کردیم 

من در مورد شیوه های آموزش بهتر به فرزندت 

و تو برای روش های سرمایه‌گذاری بهتر!!!

 

هر دو چک می کردیم 

من دفتر کودک تو را 

و تو نرخ بازار را!

هردو می اندیشیدیم 

من به آینده کشورم 

وتو به آینده خودت!

 

هردو گوش می کردیم 

من به وجدانم 

و تو به نرخ بازار!

هر دو می جنگیدیم 

من با جهل 

و تو با جیب!

 

هردو استفاده می کردیم 

من از نمره های کلاسی 

و تو از جریان های سیاسی!

هردو می مردیم 

من از غصه ی افت تحصیلی 

و تو از غصه ی مالیات تحمیلی!

 

هر دو رسیده ایم 

من به پای تخته سیاه 

و تو به مزیت های بازار سیاه!

هر دو خندیدیم 

من به جهل 

و تو به جهد!

 

حالا هر دو شگفت زده ایم

من از فرسایش خودم 

و تو از آسایش خودت!

شب امتحان

چهار دانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هيچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند.

 

روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اين صورت که سر و روشون رو کثيف و کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغييراتی بوجود آوردند.

 

سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و يکراست به پيش استاد رفتند.

 

مسئله رو با استاد اينطور مطرح کردند که ديشب به يک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند

 

و در راه برگشت از شانس بد يکی از لاستيک های ماشين پنچر ميشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشين به يه جايی رسوندنش و اين بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسيدند کلی از اينها اصرار و از استاد انکار.

 

آخر سر قرار ميشه سه روز ديگه يک امتحان اختصاصی برای اين 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه،

 

آنها هم بشکن زنان از اين موفقيت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول ميشن

 

و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد ميرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند!

 

استاد عنوان ميکنه بدليل خاص بودن و خارج از نوبت بودن اين امتحان بايد هر کدوم از دانشجوها توی يک کلاس بنشينند و امتحان بدن که آنها به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال ميل قبول ميک نند.

 

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بيست بود:

 

.

يك) نام و نام خانوادگی: ۲نمره

 

 

 

 

 

دو ) کدام لاستيک پنچر شده بود؟ ۱۸نمره

 

الف) لاستيک سمت راست جلو

 

ب) لاستيک سمت چپ جلو

 

ج) لاستيک سمت راست عقب

 

د) لاستيک سمت چپ عقب

آدم سمی

براي حذف آدمهای سمی اززندگیتان هرگزاحساس گناه وخجالت و پشيمانی نكنيد…

فرقی نميكند،از بستگانتان باشد يا عشقتان يا يك آشنای تازه…

مجبورنيستيدبرای كسیكه باعث رنج واحساس حقارت در شما ميشود جايی باز كنيد…

.

جدايی ها تلخند و ازار دهنده!

.

اما از دست دادن كسيكه قدر شما را نميداند و به شمااحترام نميگذارد

در حقيقت منفعت است نه خسارت…

هرگز سعي نكنيد كسی را متوجه ارزشتان كنيد…

اگر فردی قدر شما را نميداند اين يعنی لياقت شما را ندارد

به خودتان احترام بگذاريد و با كسانی باشيد كه واقعا برای شما ارزش قائلند…

.

مختار نامه

دیالوگ ماندگار مختار: 

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺼﺎﻑ ﺗﺰﻭﯾﺮ ﺑﺮﻭﻡ ﮐﻪ

ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺁﻓﺖ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﺖ 

ﺗﺰﻭﯾﺮ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﺩﯾﺎﻧﺖ ﻭ ﺗﻘﻮﯼ ﺑﻪ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ

ﺗﺰﻭﯾﺮ ﺳﮑﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﺩﻭﺭﻭ، 

ﮐﻪ ﺑﺮ ﯾﮏ ﺭﻭﯾﺶ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ 

ﻭ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺩﯾﮕﺮﺵ ﻧﻘﺶ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺍﺳﺖ... 

ﻋﻮﺍﻡ ﺧﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ 

ﻭ ﺍﻫﻞ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﺑﻠﯿﺴﺶ...

ﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﻥ ﺩﻟﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﻋﻠﯽ 

ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺠﻮﺩ ﺁﯾﻪ ﺧﻮﺍﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﺘﺪﯾﻦ❗...

دزدی

خالد حسینی تو رمان بادبادک مینویسه: در دنیا فقط یک گناه هست و آن دزدی ست!

ﻣﺮﺩ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﺠﻮﺍ ﮐﺮﺩ :

” ﭘﺴﺮﻡ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ “

ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺳﺖ ﮐﺞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ

ﭘﺪﺭ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ :

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻧﮑﻦ

ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻧﮑﻦ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ، ﻧﺎﺣﻖ ﻧﮕﻮ

ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،ﺑﯽ ﺣﯿﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ

ﭘﺲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑن!

یادمان باشد

یادمان باشد..... با شکستن پای دیگران ما بهتر راه نخواهیم رفت!

 یادمان باشد.... با شکستن دل دیگران ما خوشبخت تر نمی شویم!

کاش ..............بدانیم اگر دلیل اشک کسی شویم دیگر با او طرف نیستیم ;باخدای او طرفیم.

 

و کاش انسانها .....انسان بمانند!!!!!!

فیزیک

-------😳😳😳😎

استاد فيزيك به شاگردش گفت بيا پاي تخته ,

آمد : بهش گفت . شما توي قطاري و قطار باسرعت 80كيلو متردرحال حركته داخل كوپه خيلي گرمه تو چيكار ميكني؟ شاگرد گفت : پنجره را بازميكنم .

استاد گفت خوب حالا با بازكردن پنجره برام حساب كن چه مقدار از سرعت قطار كم ميشه. نسبت فشارهواي داخل كوپه با هواي خارج قطار را هم حساب ميكني فردامياري . شاگرده گفت عجب غلطي كرديم,

نفربعدي را صداكرد اين شاگردكه دوبار براي اين درس رد شده بود اومد.

استادگفت تو توي قطاري هستي باسرعت 75كيلو متر درساعت حركت ميكنه داخل كوپه خيلي گرمه تو چكار ميكني ؟

... ... شاگرده گفت پليورمو درميارم !

استاد : دماي داخل كوپه 50درجه سانتي گراده ,

گفت: همه لباسمو در ميارم .

استاد : داخل كوپه دو سه نفر آدم ناجور هست .

گفت : ده تا آدم ناجورم كه باشن , من اون پنجره لعنتي را باز 

نمیکنم😁😕

 

___________________

آقای گاو

آقای گاو !

در یک مدرسه راهنمایی دخترانه خدمت میکردم و چند سالی بود

که مدیر شده بودم.

 

قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه

بروند.

در همین هنگا م، مردی با ظاهری آراسته و سر و وضعی مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و

خطاب به من گفت:

 

با خانم... دبیر کلاس دومی ها کار دارم و میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم

از او سؤالهایی بکنم.

 

از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت:

من "گاو" هستم ! خانم دبیر بنده را میشناسند. بفرمایید گاو، ایشان متوجه میشوند.

 

تعجب کردم و موضوع را با خانم دبیر که با نواخته شدن زنگ تفریح، وارد دفتر مدرسه

شده بود، در میان گذاشتم.

 

یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که

چیزی نمیفهمم...

 

از او خواستم پیش پدر این دانش آموز برود

 

خانم دبیر با اکراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز که در گوشه ای از دفتر نشسته

بود، رفت.

مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد:

"من گاو هستم!"

- خواهش میکنم، ولی...

- شما بنده را به خوبی میشناسید.

من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او

را به همین نام صدا زدید...

 

دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید...

- بله، ممکن است واقعاً

فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم.

ولی بهتر بود

مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید.

قطعاً من هم میتوانستم اندکی

به شما کمک کنم.

 

خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت کردند.

گفت و شنود آنها طولانی،

ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و با

خداحافظی از همه، مدرسه را ترک کرد.

وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم.

در

کنار مشخصاتی همچون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود:

دکتر... عضو هیأت علمی

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه.....

👈چقدر جای این طرز تفکر و رفتار در فرهنگ امروز ما خالیست

خزینه و حمام

 

"خزینه" حوضچه ای در حمام بود که مردم خودشان را در آن می شستندو آب می کشیدند و غسل می کردند . البته آب خزینه ها معمولا کثیف بود و به راحتی میتوان تصور کرد چن حوضچه ای منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر بود . بخصوص انواع بیماری های پوستی مانند تراخم و کچلی و بیماری های قارچی و آبله که در شهر ها بیداد میکرد . معمولا حمامی ها بین دو نوبت مردانه و زنانه هم چوب درخت زالزالک را در خزینه میگرداندند و مو و چرک و کف صابون را جمع میکردندو مقداری آهک هم درون آن می ریختند بلکه از آلودگی آن کمی کاسته شود . از طرفی رضا شاه میدید نیروی کار در مملکت بعلت بیماری و مرگ عملا در حال کاسته شدن است . پس از پیگیری متوجه شد که یکی از علل اصلی مرگ ومیر مردم استفاده از خزینه هاست . تا اینکه به فرمان رضا شاه رسما استفاده از خزینه در حمامها ممنوع اعلام شد . 

اماداستان به اینجا پایان نیافت . بعد از بسته شدن خزینه ها اعتراض برخی علما و روحانیون بخصوص روحانیت خراسان بلند شد . آنها حزبی به نام حزب خزینه تاسیس کردند و فریاد وا اسلاما سر دادند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غربگرایی اعلام کردند . این علمای معظم تنها آب خزینه را پاک و به اصطلاح "کرّ" میدانستند و هر چه غیر از آنرا را ناپاک و نجس اعلام کردند . آیات عظام فتوا دادند که منع خزینه "غیرشرعی" است و با آبی که از شیر آب میریزد نمیتوان غسل کرد . بنابراین ممنوع کردن خزینه "عمل خلاف شرع رضا شاه" اعلام شد . آنها آب «کرّ» را آبی میدانستند که در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد . هر چند که درباره اندازه وجب توضیح ندادند . در چنین آبی میتوان وضو گرفت و غسل کرد ولو در آن حیوانی یا انسانی ادرار کرده باشد . به شرط آنکه عین نجاست در آن دیده نشود و پس از ادرار ، آب از خزینه سرریز شود . 

بنابراین موضوع خزینه تبدیل شد به یکی از کشاکش های تاریخی بین برخی روحانیون و افرادی که میل به مدرن شدن جامعه داشتند و جنگی بر علیه "دوش حمام" آغاز شد . جنبش خزینه و مخالفت هایی پیرامون آن شکل گرفت و برخی مومنین و متدینین هم تا سالها پنهانی از خزینه استفاده میکردند و نقشه میریختند که چگونه نیمه شبها و به دور از چشم پاسبانها و با چرب کردن سبیل حمامی خود را به خزینه برسانند . تا کم کم به زور باطوم و دگنگ رضا شاه و به مرور زمان مردم به محاسن دوش پی بردند . بعضی علما هم بالاخره فتوا دادند که دوش در حمام عيبی ندارد به شرط آنکه بعد از آن در خزینه غسل کنند .! بعدها فعالان جنبش خزینه فتوا دادند که میشود زیر دوش بجای غسل ارتماسی ، غسل ترتیبی انجام داد و

احکام و مسائل آن را مطرح نمودند .

اما روایت و جنگ علیه دوش و جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا . علما از مدرسه رفتن دختران و تاسیس مدرسه مدرن گرفته تا تاسیس رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر و اصولا هر ابزاری که نیاز بشر امروز و نشانه پیشرفت بود دخالت میکردند و از قرآن و دین مایه می گذاشتند و آنرا خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام میکردند و بقیه را غربزده و طاغوتی اعلام میفرمودند . جنگی که تا امروز به دیش ماهواره و اینترنت ادامه یافته و هنوز آتش بس اعلام نشده است ..!!

 جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا . علما اولین بار که دوچرخه به ایران آمد آنرا ارابه جن معرفی کردند . اما داستان شناسنامه از همه جالب تر بود . اولین بار که اعلام کردند مردم برای گرفتن شناسنامه به شهربانی مراجعه کنند، علمای عظام فتوا دادند که این دسیسه انگلیس است تا نام دختران و همسران شما را بدانند . . .!!!!!

 

منبع : عصر ایران

 

بازی و ریاضی

میخوای بهت بگم چندتا خواهر برادر داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

معادله عجیب اما واقعی

 

تعداد برادراتو به علاوه 3 کن

حاصلو ضربدر 5 کن

حاصلو به علاوه 20 کن

حاصلو ضربدر 2 کن

حاصلو به علاوه 5 کن

حاصلو به علاوه تعداد خواهرات کن

حاصلو از 75 کم کن

یه عدد 2 رقمیه

سمت چپی(دهگان)= تعداد برادر

سمت راستی(یکان)= تعداد خواهر

.

.

.

کف کردی؟؟؟؟؟؟ 

 

اینجوریاست قربونم بری

یونسکو و معلم

توصیه نامه یونسکو مربوط به مقام و منزلت معلممقدمه مترجم

 

یونسکو در تاریخ ۵اکتبر ۱۹۶۶ ُ توصیه نامه ای را برای ارج نهادن به مقام ومنزلت معلم تدوین کرد که مورد توجه کشورهائی از جمله ایران قرار گرفت . از همین رو این تاریخ به نام روز جهانی معلم نامگذاری شد. از آنجا که این توصیه نامه در دسترس همکاران وفعالان صنفی نبود؛ تصمیم گرفتم علی رغم نداشتن بضاعت علمی در ترجمه آن بکوشم . امید است که این ترجمه مفید فایده قرار گیرد . در ضمن با داشتن نرم افزار <<آکروبات ریدر>>برای دستیابی به متن اصلی این ترجمه می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید.

 

توصیه نامه یونسکو مربوط به مقام ومنزلت معلم - قسمت اول

 

مترجم : محمدتقی سبزواری

 

مقدمه:

 

توصیه نامه مربوط به مقام و منزلت معلم در تاریخ 5 اکتبر 1966 در شهر پاریس و پس از کنفرانس بین المللی ویژه مقام و منزلت معلم تهیه شده است. این توصیه نامه با در نظر گرفتن موارد زیر در13فصل و146 بند تهیه شده است.

 

· لازم به ذکراست که حق آموزش یک حق انسانی وبنیادی وحیاتی می باشد.

 

·  مسئولیت کشورها،به منظورپشتیبانی صحیح ازآموزش عمومی مطابق باماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر، اصول 5و7و10 اعلامیه جهانی حقوق کودک و بیانیه سازمان ملل وهمچنین مسئولیت دول درزمینه ترویج وتبلیغ آرمان های صلح واحترام ودرک متقابل انسان ها .

 

· ضرورت آموزش عمومی و فنی وحرفه ای گسترده به منظور بهره مندی از تمامی استعداها و توانایی های قابل حصول ، این ضرورت موجب پیشرفت اخلاقی و فرهنگی و توسعه اقتصادی و اجتماعی مستمر می شود.

 

·  نقش اساسی معلمان در پیشرفت آموزشی و اهمیت پشتیبانی از معلمین به منظور توسعه جامعه بشری و پیشرفته .

 

·  این توصیه نامه در نظر دارد ضمانت لازم را برای بهره مندی معلمان از مقام و منزلت متناسب با نقش فعال خویش در جامعه ، مهیا کند.

 

· این توصیه نامه با در نظر گرفتن الگوها و سازمان های آموزشی در کشورهای مختلف ، رسوم و مقررات و قوانین متنوعی را ارائه می دهد.

 

· تنوع نظام هایی را در نظر می گیرد که در کشورهای مختلف برای تدریس کارکنان (پرسنل آموزشی ) به کاربرده می شود و مقررات خدمات عمومی برای معلمین را تعیین می کند.

 

· معتقدیم که علی رغم وجود تفاوت ها در کشورها، سئوالات متشابهی در کشورهای متفاوت در مورد مقام و منزلت معلمان وجود دارد. پاسخ این سئوالات به مجموعه ای استاندارد و میزان های مشترکی نیاز دارد . هدف این توصیه نامه پاسخ به این شبهات می باشد.

 

· این توصیه نامه از معاهدات و قراردادهای بین المللی بهره جسته است. این توصیه نامه مخصوصاً از ابزارهای قابل اعمال و منطبق با حقوق اصولی بشر،آزادی روابط و حفاظت حقوق سال 1948،معاهده گروهی سال 1949،معاهده پاداش ( دستمزد) در سال 1951،معاهده تبعیض (استخدام و اشتغال ) کنفرانس عمومی سازمان بین المللی کار در سال 1958، معاهده تبعیض آموزشی سال 1960سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل (یونسکو)،بهره برده است .

 

·این توصیه نامه جنبه های متنوع آمادگی و مقام ومنزلت معلمان در مدارس ابتدائی و متوسطه که در کنفرانس بین المللی آموزش عمومی مورد تصویب قرارگرفته ، و همچنین توصیه نامه آموزش فنی و حرفه ای سال 1962که مشترکاً توسط دفتر بین المللی آموزش و سازمان آموزشی ،علمی و فرهنگی سازمان ملل (یونسکو) جمع آوری و در مجمع عمومی سازمان آموزشی ، علمی و فرهنگی سازمان ملل (یونسکو) تصویب شده است ، را مد نظر داشته است .

 

· مشتاقیم که با پیش بینی های مربوط به مشکلات معلمین ، با احترام خاص به معلمین و حل مشکلات و کمبودهای این قشر در تکمیل این استاندارها بکوشیم .

 

فصل اول – تعاریف

دلم عجیب پراست... آنقدر پر، که اضافه اش ازگوشه ی چشمانم میچکد... درخلوت دلت امشب باخدا دعایم کن، شایدحاجت من در بند کلامی از جانب تو به خدا باشد...

سال نو مبارک

  ســـــــــال 1393  مــــــبـــارکـــــــــ  بـــــــــــاد 

 غـــروب  غــمـت را بـــه هــر قـیـمــی خـریـدارم

چـون طـلـوع شادیهـایــت را ازصـــــمـــــیـم

قلــب آرزومـــنــدم

 دلـت شـاد و لـبـت خـنـدان بـمـانـد
برایـت عـمـرجـاویـدان بـمـانـد
خــدا را مـیدهم سـوگـنـد بـرعـشـق
هـرآن خـواهـی بـرایـت آن بـمـانـد
بـپـایـت ثــروتـی افـزون بـریـزد
کـه چـشـم دشمنت حـیران بـمـانـد
تنت سـالم سـرایت سـبز بـاشـد
برایـت زندگـی آسـان بـمـانـد

تـمـام فـصـل سـالـت عــیــد بـاشـد

چـراغ خـانـه ات تـابـان بـمـانـد

 امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشید

        هــر  روزتــان  نــــوروز     


ادامه نوشته

1اکثرمدیران مدارس با رابطه وباندبازی  مدیر شدند
2 در مورد کلاسهای تقویتی باید بگم مدیران بیشتر از معلمان از کلاسهای تقویتی سود می برند ودرصد زیادی از کلاسهای تقویتی را به جیب می زنند
3 ماهی 220000 تومان حق مدیریت میگیرند و50000 تومان هم که از این ماه بابت فوق العاده شغل بهشون اضافه شد واین حق مدیریت حدود سیصد هزار تومان در تابستان هم شامل اونها میشه ولی حقوق معلمان از بابت اضافه تدریس در تابستان قطع میشه
4هر وقت دلشون بخواد مدرسه میاند و هیچ نظارتی بر اونها وجود نداره
5 علاوه بر 300000 تومان حق مدیریت اضافه کاری هم می گیرند
6 بوفه مدرسه دستشونه و از بوفه هم درآمد کسب می کنند
7 این مدیر که میگه نمی دونم اکثراوقات تو مدرسه هستیم اگه ناراضی هست واسش کارت دعوت نفرستادند خودش با کلی پارتی بازی وباند بازی اومده مدیر شده واگر هم کنار بکشه خیلی هم ممنون میشیم من خودم حاضرم بیام به جای شما مدیر بشم بهتر از شما هم میتونم مدیریت کنم اما حیف که پارتی ندارم
اگه می تونین بیا ین جواب بدین منتظرتونم

دلت را تکان بده

دلـت را بتـکان ...

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان...

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین

بگذار همانجا بماند

فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت ...دلت را محکم تر اگر بتکانی

تمام کینه هایت هم می ریزد

و تمام آن غم های بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهایت ...باز هم محکم تر از قبل بتکان

تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتدحالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره است

باید باشد، باید بماند ...!کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس است

تکاندی؟

دلت را ببین

چقدر تمیز شد...

 دلت سبک شد؟حالا این دل جای "او"ست

دعوتش کن

این دل مال "او"ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا

و حالا تو ماندی و یک دل

یک دل و یک قاب تجربه

یک قاب تجربه و مشتی خاطره

مشتی خاطره و یک "او"...

 

خـانه تـکانی دلـت مبـارک

درد دل یه معلم ریاضی با وزیر

آقای وزیر لطفا جواب بدید به این ناعدالتی !

من با همکارم با تمام شرایط مساوی فقط جرم من این است  لیساس ریاضی دارم  ولی همکارم  دیپلم کار دانش دارد حالا این چه منطقی است که او نزدیک ۱۷۰۰۰۰ تومان از من بیشتر می گیرد ؟پس نتیجه می گیریم که هرچه معلم بی سواد تر و بی لیاقت تر باشد بهتر است به نظر من یعنی بیسواد سالاری و بی لیاقت پروری!. فلان همکار چقدر هزینه میکند و وقت می گذارد و زحمت می کشد تا فوق لیسانس یا دکترا بگیرد بعد یک دیپلم از او بیشتر حقوق می گیرد!لطفا بررسی کنید. واقعا در دولت عدالت محور چقدر بی عدالتی فاحش؟
من نمیدونم این مدیران و معاونین مدارس دفتردار کارپرداز سرپرست خوابگاه سرپرست کارگاه و... چه گلی به سر مدرسه میزنند که باید 300هزار تومان بیشتر از معلمانی که سر کلاس گچ میخورند بگیرند. آقای وزیر، من  را توجیه نمایید تا انگیزه ام را از دست ندهم.

قانون حمار

 
قانون اول: 
 
هرگاه خری در یک کنج مثلث و منبع غذا در کنج دیگری باشد، خر مورد نظر همیشه مسیری را طی میکند که از یک ضلع مثلث می‌گذرد.
 
نتیجه گیری: در هندسه می خوانیم که این یعنی خر هم می‌فهمه که اون راه نزدیکتره، اما در اصل اینه که همیشه کوتاه‌ترین راه، بهترین راه نیست و فقط خر کوتاه‌ترین راه را انتخاب می کنه!
قانون دوم:
 
هرگاه خری در فاصله مساوی بین دو منبع غذایی قرار گرفته باشد. آنقدر بین انتخاب نزدیکترین منبع تردید می‌کند و به سمت هیچکدام نمی رود تا از گرسنگی بمیرد!
 
نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها تصمیم گیری بین دو یا چند گزینه در نتیجه عمل تاثیر چندانی نمی‌گذارد، پس تا فرصت نگذشته سریعتر تصمیم‌گیری کنیم.
قانون سوم:
 
هرگاه در مسیری دو خر از روبرو (شاخ به شاخ) به یکدیگر برسند، و مسیر به قدری تنگ باشد که این دو باید کمی از وسط جاده کنار رفته، به دیگری راه بدهند تا بتوانند رد شوند، هیچکدام از خرها از جای خود تکان نمی‌خورند.
 
نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها برای رسیدن به نتیجه مطلوب بایستی به طرف مقابل امتیاز بدهید، به بازی "بُرد ـ بُرد" بیاندیشیم، سیاستمدار باشیم، دور از جون و بلا نسبت شما، خر نباشیم!
 
 

خواص بارسنگین برحکومت



خواص بارسنگین برحکومت تحمیل می کنند

امام(ع)خطاب به مالک اشتر نوشت:
دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو،در حق ،میانه ترین ،و در عدل، فراگیرترین ،و درجلب خشنودی مردم، گسترده ترین باشد ،که  همانا خشم عمومی مردم،خشنودی خواص (نزدیکان)را ازبین می برد ،اما خشم خواص راخشنودی همگان بی اثر می کند.خواص جامعه، همواره بارسنگینی رابرحکومت تحمیل می کنند ،زیرا در روزگار سختی یاری شان کمتر، و در اجرای عدالت ازهمه ناراضی تر،و در خواسته هایشان پا فشارتر ،و درعطا و بخشش ها، کم سپاس تر،و به هنگام منع خواسته ها، دیر عذرپذیر ،و در برابر مشکلات ،کم استقامت تر می باشند.در صورتی که ستون های استوار دین،و اجتماعات پرشور مسلمین،و نیروهای ذخیره دفاعی،عموم مردم می باشند،پس به آنهاگرایش داشته واشتیاق توبا آنان باشد.
نهج البلاغه نامه۵۲

اثبات فایده نداشتن درس خواندن


 
اثبات فایده نداشتن درس خواندن

(1) Study=don't Fail
(2) Don't study=Fail
1+2
 <==
Study+don't study=Fail+don't Fail
(Study(1+don't)=Fail(1+don't   

Study = Fail
So Don't Stud
y


 
 
 
 

ریاضی یعنی عشق به یک واحد


ریاضی یعنی عشق به یک واحد ،به احد،به خدای یکتا ورسیدن به او از طریق ریشه یابی وتعیین علامت و....ریاضی یعنی امر به مثبت بودن ،یعنی نهی از منفی بودن.ریاضی یعنی صعودی بودن در تابع درجه دوم زندگی .ریاضی یعنی همه چیز باور نمی کنی ؟اندکی با تامل به اطراف بنگر.حضور ریاضی راهمه جا می بینی چون خداوند ریاضیدان ماهریست.



نویسنده: farshid
دوشنبه 12 دی1390 ساعت:14:11