بماند بر او لعنت کردگار

نحوه رفتار با کارگزار مردم را از سعدی یاد بگیریم:

 

بد و نیک مردم چو می بگذرند

همان به که نامت به نیکی برند

 

خداترس را بر رعیت گمار

که معمار ملکست پرهیزگار

 

بداندیش تست آن و خونخوار خلق

که نفع تو جوید در آزار خلق

 

ریاست به دست کسانی خطاست

که از دستشان دستها بر خداست

 

نهد عامل سفله بر خلق رنج

که تدبیر ملکست و توفیر گنج

 

اگر جانب حق نداری نگاه

گزندت رساند هم از پادشاه

 

نماند ستمکار بد روزگار

بماند بر او لعنت کردگار

 

مکافات موذی به مالش مکن

که بیخش برآورد باید ز بن

 

مکن صبر بر عامل ظلم دوست

که از فربهی بایدش کند پوست

 

سر گرگ باید هم اول برید

نه چون گوسفندان مردم درید

بوستان سعدی

معما

وفا

جمله تصویر ها زیبا و مفهومی