بماند بر او لعنت کردگار
نحوه رفتار با کارگزار مردم را از سعدی یاد بگیریم:
بد و نیک مردم چو می بگذرند
همان به که نامت به نیکی برند
خداترس را بر رعیت گمار
که معمار ملکست پرهیزگار
بداندیش تست آن و خونخوار خلق
که نفع تو جوید در آزار خلق
ریاست به دست کسانی خطاست
که از دستشان دستها بر خداست
نهد عامل سفله بر خلق رنج
که تدبیر ملکست و توفیر گنج
اگر جانب حق نداری نگاه
گزندت رساند هم از پادشاه
نماند ستمکار بد روزگار
بماند بر او لعنت کردگار
مکافات موذی به مالش مکن
که بیخش برآورد باید ز بن
مکن صبر بر عامل ظلم دوست
که از فربهی بایدش کند پوست
سر گرگ باید هم اول برید
نه چون گوسفندان مردم درید
بوستان سعدی
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۲۰ ساعت 13:9 توسط محمدرضا بهــرامی سامانی
|


افلاطون گفت : خدا هندسه دان است ،