عجب صبری خدا دارد

چه زیبا گفت شاعر:

 

ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ

 

ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﻫﻢ

 

ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ

 

ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩی

 

ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ

 

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩی

 

یکی ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ

 

ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ

 

ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ

 

ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ

 

ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ

 

ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ

 

ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ

 

ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پایین

 

ﭼﻪ ﺍﺳﻔﻠﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﻠﻴﺎ

 

ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ !...

سر افکندگی و سر بلندی

هيچكس را در زندگی مقصر نمی دانم...

از خوبان "خاطره" 

و از بدان "تجربه"

میگیرم...!

بدترین ها "عبرت" میشوند...! 

وبهترین ها"دوست"

حرف اشتباهیست كه ميگويند...

با هر كس بايد مثل خودش رفتار كرد.

اگر چنين بود!!!

از منيت و شخصیت هر كس چيزى باقى نميماند.

هركس هر چه به سرت اورد فقط خودت باش.

اگر جواب هر جفايى بدى بود.

داستان زندگی ما خالى از ادم های خوب بود.

اگر نميتوانى ادم خوبه ى زندگي كسى باشى.

اگر براى ياد دادن تنها همان خوبى هايى كه خودت بلدى ناتوانت كردند

اگر همان اندك مهربانيت را از بر نشدند.

اگر خوبى كردى و بدى ديدى.

كنار بكش!!! 

اما بد نشو...

زيرا اين تنها كاريست كه از دستت بر ميايد.

مهم نيست با تو چه كردند.

تو قهرمان زندگی خودت بمان

تو ادم خوبه ى زندگی خودت باش

با وجدانت اسوده بخواب.

سرت را پيش خدايت بالا بگير.

و بخاطر همه چیز شاکر باش...