شعر بسیار زیبایی از سعدی

بخت و دولت به کاردانی نیست 

جز به تأیید آسمانی نیست

اوفتاده است در جهان بسیار

بی‌تمیز ارجمند و عاقل، خوار

کیمیاگر به غصه مرده و رنج

ابله اندر خرابه یافته گنج

قضاوت

مجلس ميهماني بود......

پير مرد از جايش برخاست تا به بيرون برود... 

اما وقتي که بلند شد، عصاي خويش را بر عکس بر زمين نهاد.....

و چون دسته عصا بر زمين بود، تعادل کامل نداشت...

ديگران فکر کردند که او چون پير شده، ديگر حواس خويش را از دست داده و متوجه نيست که عصايش را بر عکس بر زمين نهاده.....

به همين خاطر صاحبخانه با حالتي که خالي از تمسخر نبود به وي گفت:

پس چرا عصايت را بر عکس گرفته اي؟!       

پير مرد آرام و متين پاسخ داد:

زيرا انتهايش خاکي است، مي خواهم فرش خانه تان خاکي نشود.....

مواظب قضاوتهايمان باشيم....

چه زيبا گفت دکتر شريعتي: 

براي کسي که ميفهمد 

هيچ توضيحي لازم نيست

        و

براي کسي که نميفهمد

هر توضيحي اضافه است

آنانکه ميفهمند

عذاب ميکِشند

         و

آنانکه نميفهمند

عذاب مي دهند

مهم نيست که چه "مدرکي" داريد

مهم اينه که چه "درکي" داريد.