قالب وبلاگ

کارگاه آموزش ریاضی سامان
ریاضیات شانه ی زلف پریشان عالم است. 
چت باکس


http://s5.picofile.com/file/8109516592/Copy_of_207.jpg

وَ رَفَعَ بَعضَکُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجاتٍ لِیَبلُوَکُم فی ماآتیکُم

اِنََّ رَبََّکَ سَریعُ العِقابِ وَ اِنَّهُ لَغَفورٌالرَحیمٌ.

 

(ورتبه ی بعضی را از بعضی بالاتر قرار داد تا شما رادر این تفاوت رتبه ها بیازماید که همانا خدا سخت زود کیفر و بسیار بخشنده و مهربان است.)

 

 

سلام.خوش آمدید

 

آتش جهنم کجا و این کجا ، بترسید از عذاب الهی

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۴ ] [ 5:4 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
ﺳﻪ ﻣﺤﻤﻮد ﺑﺮ ﺧﺎک ﻣﺎ ﺗﺎﺧﺘﻨﺪ             ﺑﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ اﯾﻦ ﻣﻠﮏ ﭘﺮداﺧﺘﻨﺪ

 

ﯾﮑﯽ ﺑﻮد از ﻏﺰﻧﻪ ﺗﺮﮐﯽ ﻋﺠﯿﺐ       ﮐﻪ داد او "ﺧﺪای ﺳﺨﻦ" را ﻓﺮﯾﺐ

 

دﮔﺮ ﺑﻮد ﻣﺤﻮد اﻓﻐﺎن ﺗﺒﺎر                   ﮐﻪ ﺳﺮﻫﺎ ﺑﺮﯾﺪ از یمین و یسار

 

ﺑﻮد ﺳﻮﻣﯽ ﻓﺮدی از ﮔﺮﻣﺴﺎر    ﮐﻪ از ﺣﺮف و ﮐﺎرش ﺷﺪﯾﻢ شرمسار

 

ﮐﻨﻮن ﮔﺮ ﺑﺨﻮاﻫﺪ ﺧﺪای ﮐﻬﻦ           ﺳﭙﺮدﯾﻢ اﯾﻦ ﻣﻠﮏ را ﺑﺮ ﺣﺴﻦ

 

اﻣﯿﺪ اﺳﺖ ﺑﺎ اذن ﭘﺮوردﮔﺎر         ﮐﻪ اﯾﻦ ﻣﻠﮏِ وﯾﺮان، ﺷﻮد ﺳﺒﺰﻩ‌زار

 

ﺧﺪاﯾﺎ ﭼﻨﺎن ﮐﻦ ﺳﺮاﻧﺠﺎم ﮐﺎر          ﺗﻮﺧﺸﻨﻮد ﺑﺎﺷﯽ و ﻣﺎ رﺳﺘﮕﺎر

[ جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۰۸ ] [ 19:21 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
کشور آباد من، گلخانه میخواهد چه کار؟

قصه معلوم است، پس افسانه میخواهد چه کار؟

 

با حقوق آنچنانی، زندگانی در رفاه!!!

 کارمند و کارگر، یارانه میخواهد چه کار؟

 

در جهان، بالاترین آمار دزدی مال ماست!!!

خرده دزدی، غیرت مردانه میخواهد چه کار؟

 

بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۰۸ ] [ 19:11 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
یک غزل فوق العاده زیبا از سیمین بهبهانی 

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسم

نه از شیر و پلنگ، ازاین همه روباه می ترسم

مرا از جنگ رو در روی درمیدان گریزی نیست

 بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۰۸ ] [ 19:8 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]

[ پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ ] [ 21:2 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]

یه روز یه بابایی پسرش فارغ التحصیل میشه هیچی هم بارش نبوده . زنگ می زنه به پارتیش میگه دمت گرم یه شغل خوب واسه پسرم پیدا کن 

پارتیه میگه می خوای سفیرش کنم ؟ بابا هه میگه نه بابا زیادشه 

پارتیه میگه نماینده مجلسش بکنم / باباهه میگه اوووووووووووووووف نه 

پارتیه میگه وزیرش بکنم ؟باباهه میگه خیلی زیادشه  

پارتیه میگه مدیرکل خوبه ؟ باباهه میگه بازم زیادشه 

پارتیه میگه می خوای کارشناس آموزش متوسطه بکنم ؟ باباهه میگه نه بابا تحمل فحش ناجور و .. را ندارم!! 

پارتیه میگه مدیر دبیرستان بکنمش؟ باباهه میگه نه بابا یه جا یه معلمی چیزی باشه. 

پارتیه میگه شرمنده ام .اینو دیگه نمی تونه چون باید سواد داشته باشه.

[ پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ ] [ 20:29 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
  عدد 1000 رو فرض کنيد. 40 رو به اون اضافه کنيد. حاصل رو با 1000 ديگر جمع کنيد. عدد 30رو به جواب اضافه کنيد. با 1000  ديگر جمع کنيد. حالا 20  تا ديگر به حاصل جمع ، اضافه کنيد. با 1000  تاي ديگر جمع کنيد و نهايتا 10 تا ديگر به حاصل اضافه کنيد.حاصل جمع بالا چنده؟

 

جواب در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۳ ] [ 6:10 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
تقصیر خـــــودمونه

بعضی ها عددی نبودند ...

ما آنها را به توان رساندیم

 

 

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۷ ] [ 10:35 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]

بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد .

ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد . 

کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن، 

یه روزی هر کسی باشن حساباشونو پس می دن .

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست .

پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست .

سر آزادگی مردن ته دلدادگی میشه .

یه وقتایی تمام دین  همین آزادگی میشه .

کنار سفره ی خالی یه دنیا آرزو چیدن .

بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن .

نذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه .

خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه .

کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن .

گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن .

جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم .

همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم .

[ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ] [ 19:8 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]

[ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ] [ 19:5 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]

[ یکشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ] [ 18:45 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
به گزارش ایرنا، با وجود بارش برف سنگین از شامگاه گذشته در سراسر استان چهارمحال وبختیاری، اداره کل آموزش وپرورش این استان صبح چهارشنبه مدارس شهرستان کوهرنگ را تعطیلی اعلام کرد و ساعت آغاز فعالیت مدارس سایر مناطق استان را با یک ساعت تاخیر عنوان کرده بود.حدود ساعت 8 و 20 دقیقه امروز این اداره کل در اطلاعیه دیگری کلیه مدارس استان را تعطیل اعلام کرد و این درحالی بود که بسیاری از خانواده ها فرزندان خود را روانه مدرسه کرده بودند.اطلاع رسانی با تاخیر اداره کل آموزش و پرورش استان اعتراض برخی خانواده ها را به همراه داشت و تعدادی از والدین دانش آموزان در تماس با ایرنا مدعی شدند به دلیلی تاخیر در اطلاع رسانی به موقع در خصوص تعطیلی مدارس، فرزندانشان را به مدرسه برده و مدارس نیز باز بوده است.این گزارش حاکیست، بسیاری از دانش آموزان و فرهنگیان با وجود بارش برف امروز راهی مدرسه شدند .برخی از دانش آموزان و فرهنگیان با در بسته مدارس مواجه شده و زیر بارش برف ماندند و برخی نیز پس از لحظاتی توقف درمدارس به خانه بازگشتند.مدیریکی از مدارس شهرکرد گفت: ساعت هفت با اداره کل آموزش و پرورش برای تعطیلی مدارس تماس گرفتم که این تماس هیچ نتیجه ای نداشت.وی که خواست نامش فاش نشود افزود: راهی مدرسه شدم که ساعت هفت و 30 دقیقه اطلاعیه آموزش و پرورش از رادیو پخش شد که مدارس با یک ساعت تاخیر آغاز به کار می کنند.وی گفت: وقتی به مدرسه رسیدم بسیاری از دانش آموزان پشت در مدرسه زیر برف ایستاده بودند.مسوول روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش چهارمحال و بختیاری دراین خصوص به ایرنا گفت: تعطیلی مدارس و آموزشگاه ها باید با تائید مدیریت بحران استان اعلام شود.'محمدتقی گنجعلی' افزود: علت تاخیر در اعلام تعطیلی مدارس دیر اعلام شدن تائیدیه از سوی مدیریت بحران استان بوده است.وی گفت: براساس اعلام مدیریت بحران استان چهارمحال و بختیاری تمام مدارس استان در تمام مقاطع و مناطق در نوبت صبح تعطیل شد. به گزارش ایرنا، هم اکنون بیش از 167هزار دانش آموز در مدارس استان چهارمحال وبختیاری مشغول تحصیل هستند.

خدایا این خوشبختی را ازدانش آموزان و معلمان ما نگیر( منظورم مدیریت بحران یا  بهتر بگویم بحران مدیریت است) الهی آمین یا رب العالمین


ادامه مطلب
[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۲ ] [ 10:41 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
از مترسکی سوال کردم، آیا از 

ماندن در مزرعه بیزار نشده ای.؟

پاسخم داد و گفت ..در ترساندن. و آزار دیگران لذتی بیاد ماندنی است.پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم.

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم ...راست گفتی من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم.

گفت..تو اشتباه می کنی، زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد، مگر آن که درونش از کاه پر شده باشد.

 

جبران خلیل جبران

[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۲ ] [ 8:34 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]

 

 

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۰ ] [ 18:57 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
 

 

آیا می توانید شماره قسمتی را که در آن ماشین پارک شده است حدس بزنید ؟

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۰ ] [ 18:56 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
اگـر بـرای بدست آوردن پــول مجبــوری دروغ بگــوئی و فریبکـاری کنی ، تهیــدسـت بمـان!

اگـر بـرای بدست آوردن جــاه و مقــامی بـایـد چـاپلـوسی کنی و تملّــق بگــوئی ، از آن چشـم بپــوش!

اگـر بـرای آنکه مشهــور شـوی ، مجبــور می شــوی مانند دیگــران خیــانـت کنی ، در گمنــامی زنـدگــی کن!

بگــذار دیگــران پیـش چشــم تـو بـا دروغ و فــریـب ثـروتمنــد شونـد ، بـا تملّــق و چـاپلـوسی شغل های بـزرگـی را به دسـت آورنـد و بـا خیــانـت و نـادرستـی شهــرت پیــدا کننـد ، تـو گمنــام و تهیــدسـت و قـــانـع بــاش! ، زیـرا اگـر چنیــن کنی تـو سـرمـایـه ای را که آنهـا از دسـت داده انـد ، به دسـت آورده ای .

[ جمعه ۱۳۹۳/۱۱/۱۷ ] [ 11:26 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ!

ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ...

ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ...

ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩﻱ...

ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ...

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩﻱ...

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ...

ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ...

ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ...

ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ...

ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ...

ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ...

ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ...

ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پايين...

ﭼﻪ ﺍﺳﻔﻠﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﻠﻴﺎ...

ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ!!!

[ چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۵ ] [ 16:28 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]

ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ،ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﯾﻪ ﺳﺮﯼ ﺗﯿﻠﻪ ﻭﺩﺧﺘﺮﭼﻨﺪﺗﺎﯾﯽ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺩﺍﺷﺖ،ﭘﺴر ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﯿﻠﻪ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﻡ وﺗﻮ هم ﻫﻤﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ‌ﻫﺎﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ، ﺩﺧﺘﺮ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩ ...ﭘﺴﺮ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻭ زیباترین ﺗﯿﻠﻪ ﺭﻭ یواشکی برداشت و ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺩﺍﺩ،ﺍﻣﺎ: ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﻫﻤﻮﻥ ﺟﻮﺭﮐﻪ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ‌ﻫﺎ روﺑﻪ ﭘﺴﺮﮎ ﺩﺍﺩ.اوﻥ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺧﻮﺍﺑﯿد و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ رو دید... اما: پسرﮐﻮﭼﻮﻟﻮ تمام شب نتوﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﮐﻪ حتما ﺩﺧﺘﺮک ﻫﻢ ﯾﻪﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺯ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ‌ﻫﺎﺷﻮ ﻗﺎﯾﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﻧﺪﺍﺩﻩ...ﻋﺬﺍﺏ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻧﯿﺴﺖ...وﺁﺭﺍﻣﺶ از ان ﻛﺴانی ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺻﺎﺩقند...ﻟﺬﺕ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﺎﻝ ﻛﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ افراد صادﻕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﻛﻨﺪ، از آن ﻛﺴانیست ﻛﻪ ﺑﺎ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺻﺎﺩﻕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﻜﻨند...گاهی در روابطمان فکر میکنیم زرنگ بوده ایم حال انکه بزرگترین خیانت را به روح پاک خود کرده ایم.

[ دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۳ ] [ 23:36 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]

اگر:

 

33=5+6+4

 

و

 

38=6+5+7

 

و

 

27=7+2+8

 

آنگاه:

 

؟=8+4+9

 

[ جمعه ۱۳۹۳/۱۱/۱۰ ] [ 18:25 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
ﺍﮔﺮﯾﮑﯽ ﺑﭙﺮﺳﻪ 3×2 ﭼﻨﺪﻣﯿﺸﻪ؟ ﻓﻮﺭﺍ ﺩﺭﮐﻤﺎﻝﺳﺎﺩﮔﯽ ﻣﯿﮕﯽ 6: ﺗﺎ !ﻭﺍﮔﺮ ﺑﭙﺮﺳﻨﺪ ﭼﻘﺪﺭ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪ ﺗﺎﺣﻠﺶ ﮐﺮﺩﯼ؟ﻫﻢ ﻓﻮﺭﺍ ﻣﯿﮕﯽ : ﯾﮏ ﺛﺎﻧﯿﻪ !ﺣﺎﻻ ﺍﮔﺮ ﺍﺯﺕ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﮐﻪ 12×13 ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦﻣﺪﺕ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺣﻞ ﮐﻨﯽ، ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ؟

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه ۱۳۹۳/۱۱/۱۰ ] [ 15:22 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

افلاطون گفت : خدا هندسه دان است ،
ژاکوبی این جمله را چنین تغییر داد : خدا حساب دان است ،
سپس کرونکرآمد و این سخن به یاد ماندنی را باب کرد : خدا عددهای طبیعی را آفرید،ما بقی کار انسان است.(فلیکس کلاین)
ســـــــــــــــــــــلام
سلام به همه ی شما یاران صمیمی و چهره های آشنا .سلام به شما که نسبت به مسائل پیرامون خود از نقطه نظر ریاضی می نگرید و سعی می کنید برای هرکدام معادله ی ریاضی ساده ای بسازید تا با حل آن بتوانید اندکی به نظم بی مانند هستی پی ببرید.من نیز امید وارم که بتوانم گام کوچکی در جهت زدودن تاریکی های ذهن شما عزیزان بردارم.
این وبلاگ توسط محمدرضـا بهـرامی سامانی از اعضای گروه آموزشی ریاضی دوره متــوسطه شهرستان سامان در سال تحصیلی 91 -1390 ایجاد شد . اهداف این وبـلاگ کمک به ارتقا سطح دانش ریاضی دانش آموزان وایجاد انگیزه در این رابطه می باشد.ازشما خواهشمندم با نظرات وپیشنهادات ارزنده ی خودتان دلگرمم فرمایید.
با تشکر از این که این وبلاگ را انتخاب کرده اید.
برچسب‌ها وب
امکانات وب

محمد اصفهانی





Powered by WebGozar





جاوا اسكریپت