قالب وبلاگ

کارگاه آموزش ریاضی سامان
زيبايي زندگي به رياضيات است و زيبايي رياضيات به هندسه و زيبايي هندسه به يك نقطه وزيبایی نقطه به هیچ 
تالار گفتگو وگپ


http://s5.picofile.com/file/8109516592/Copy_of_207.jpg

وَ رَفَعَ بَعضَکُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجاتٍ لِیَبلُوَکُم فی ماآتیکُم

اِنََّ رَبََّکَ سَریعُ العِقابِ وَ اِنَّهُ لَغَفورٌالرَحیمٌ.

(ورتبه ی بعضی را از بعضی بالاتر قرار داد تا شما رادر این تفاوت رتبه ها بیازماید که همانا خدا سخت زود کیفر و بسیار بخشنده و مهربان است.)


سلام.خوش آمدید

[ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۰۴ ] [ 5:4 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
سخت ترین کار دنیا:

 

آزاد کردن اسیرانی است که"

"زنجیرهای خود را می پرستند"...

سخت ترین زنجیرها زنجیرهای فکری است 

 

 

: "در جامعه ای که خرد حاکم نیست" "خردمندی ، دقیقا معادل دردمندی است...".......

[ جمعه ۱۳۹۴/۰۵/۰۲ ] [ 18:25 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
تعدادصفر نام

       6 میليون 

       9 میليارد

       12 بیليون 

       15 بیليارد

       18 تیريليون 

       21 تیريليارد 

       24 کیزيليون 

       27 کیزيليارد 

       30 سینكليون 

       33 سینكليارد

       36 سيزيليون 

       39 سيزيليارد 

       42 سيتليون 

       45 سيتليارد

       48 ويتليون 

      51 ويتليارد

       54 تيفليون 

       57 تيفليارد

       60 ديشليون 

       63 ديشليارد

 

دانستن اين اعداد براي همه ايرانيان لازم است ، امروز فردا یکی، یک دیشلیارد اختلاس کرد بدونیم حداقل چندتا صفر داشته پولاش...

من خودم عاشق دیشلیاردم...

[ جمعه ۱۳۹۴/۰۵/۰۲ ] [ 18:24 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
اﻧﺴﺎن ﮐﻪ ﻏﺮق ﺷﻮد ﻗﻄﻌﺎً می میرد

ﭼﻪ در درﯾﺎ، ﭼﻪ در رؤﯾﺎ، چه در دروغ، ﭼﻪ در ﮔﻨﺎﻩ

چه در خوشی، چه در قدرت، چه در جهل، چه در انکار 

چه در حسد، چه در بخل، چه در کینه، چه در انتقام

مواظب باشیم غرق ﻧﺸﻮﻳﻢ!      

انسان بودن، خود به تنهایی یک دین خاص است که پیروان چندانی ندارد…

 

         "مهاتما گاندي"

[ جمعه ۱۳۹۴/۰۵/۰۲ ] [ 18:23 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
بازگرد ای خاطرات کودکی / بر سوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند / یادگاران کهن ماناترند

درسهای سال اول ساده بود / آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس / روبه مکار و دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است / سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود / فیل نادانی برایش موش بود

باوجود سوز و سرمای شدید / ریزعلی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم / ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم / یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت / دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود / برگ دفترها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد و رنج و کار / بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد / کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود / جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم / لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش / یاد آن گچ ها که بودش روی دوش

ای معلم نام و هم یادت بخیر / یاد درس آب و بابایت بخیر

ای دبستانی ترین احساس من / بازگرد این. مشق ها را خط بزن

[ جمعه ۱۳۹۴/۰۵/۰۲ ] [ 18:22 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
تولید علم برای ملتی که شکم خالی دارد، بیشتر شبیه یک طنز است.

زندگی با ارضاء نیازهای اولیه انسان آغاز میشود

با تولید ثروت ادامه پیدا میکند

با تولید علم توسعه پیدا میکند

و با تکیه به معنویت، غنی می گردد.

این ترتیب را نمیشود به سادگی تغییر داد.

و امروز، بخش عمده ای از جامعه انسانی، قربانی تفکری است که میکوشد این مخروط را وارونه روی زمین قرار دهد:

با معنویت آغاز کند، با علم معنویت را تثبیت کند، با ثروت از علم و معنویت دفاع کند و در نهایت پس از مرگ، به ارضاء نیازهای اولیه خود بپردازد…

نقل از پروفسور سمیعی

[ جمعه ۱۳۹۴/۰۵/۰۲ ] [ 18:21 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
این تفسیر داستایوفسکی از"آزادى چقدر عمیق است:

 

 

آزادی براى همه ملت ها، سقف دارد.

سقف آزادی رابطه‌ى مستقیم

با قامت فکری مردمان دارد.

با همت بلند مردمان، سقف بلند میشود.

در جامعه ای که قامت تفکرو

همت مردم کوتاه باشد،سقف

آزادى هم بهمان نسبت کوتاه

میشود.

وقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند.

آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند.

بعضی از آدمهای بزرگ هم برای بقا، آنقدر سرشان را خم ميکنند که کوتوله میشوند.

آن وقت سقف ها هی پایین و پایین تر می آید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند، 

تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.

آزادىِ مردم، نيز میشود یواشکی و زندگى شان ميشود جهنم!! 

 

 "تئودﻭﺭ ﺩﺍﺳﺘﺎﯾﻮﻓﺴﮑﯽ "

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 22:40 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
دل نوشته ی یک معلم :

سرمایه دار عزیز یادت هست

 

هردو تحقیق می کردیم 

من در مورد شیوه های آموزش بهتر به فرزندت 

و تو برای روش های سرمایه‌گذاری بهتر!!!

 

هر دو چک می کردیم 

من دفتر کودک تو را 

و تو نرخ بازار را!

هردو می اندیشیدیم 

من به آینده کشورم 

وتو به آینده خودت!

 

هردو گوش می کردیم 

من به وجدانم 

و تو به نرخ بازار!

هر دو می جنگیدیم 

من با جهل 

و تو با جیب!

 

هردو استفاده می کردیم 

من از نمره های کلاسی 

و تو از جریان های سیاسی!

هردو می مردیم 

من از غصه ی افت تحصیلی 

و تو از غصه ی مالیات تحمیلی!

 

هر دو رسیده ایم 

من به پای تخته سیاه 

و تو به مزیت های بازار سیاه!

هر دو خندیدیم 

من به جهل 

و تو به جهد!

 

حالا هر دو شگفت زده ایم

من از فرسایش خودم 

و تو از آسایش خودت!

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 22:37 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
چهار دانشجو شب امتحان بجای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هيچ آمادگی امتحانشون رو نداشتند.

 

روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اين صورت که سر و روشون رو کثيف و کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغييراتی بوجود آوردند.

 

سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و يکراست به پيش استاد رفتند.

 

مسئله رو با استاد اينطور مطرح کردند که ديشب به يک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند

 

و در راه برگشت از شانس بد يکی از لاستيک های ماشين پنچر ميشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشين به يه جايی رسوندنش و اين بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسيدند کلی از اينها اصرار و از استاد انکار.

 

آخر سر قرار ميشه سه روز ديگه يک امتحان اختصاصی برای اين 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه،

 

آنها هم بشکن زنان از اين موفقيت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول ميشن

 

و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد ميرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند!

 

استاد عنوان ميکنه بدليل خاص بودن و خارج از نوبت بودن اين امتحان بايد هر کدوم از دانشجوها توی يک کلاس بنشينند و امتحان بدن که آنها به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال ميل قبول ميک نند.

 

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بيست بود:

 

.

يك) نام و نام خانوادگی: ۲نمره

 

 

 

 

 

دو ) کدام لاستيک پنچر شده بود؟ ۱۸نمره

 

الف) لاستيک سمت راست جلو

 

ب) لاستيک سمت چپ جلو

 

ج) لاستيک سمت راست عقب

 

د) لاستيک سمت چپ عقب

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 22:37 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
براي حذف آدمهای سمی اززندگیتان هرگزاحساس گناه وخجالت و پشيمانی نكنيد…

فرقی نميكند،از بستگانتان باشد يا عشقتان يا يك آشنای تازه…

مجبورنيستيدبرای كسیكه باعث رنج واحساس حقارت در شما ميشود جايی باز كنيد…

.

جدايی ها تلخند و ازار دهنده!

.

اما از دست دادن كسيكه قدر شما را نميداند و به شمااحترام نميگذارد

در حقيقت منفعت است نه خسارت…

هرگز سعي نكنيد كسی را متوجه ارزشتان كنيد…

اگر فردی قدر شما را نميداند اين يعنی لياقت شما را ندارد

به خودتان احترام بگذاريد و با كسانی باشيد كه واقعا برای شما ارزش قائلند…

.

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 22:36 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
دیالوگ ماندگار مختار: 

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﺼﺎﻑ ﺗﺰﻭﯾﺮ ﺑﺮﻭﻡ ﮐﻪ

ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺁﻓﺖ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﺖ 

ﺗﺰﻭﯾﺮ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﺩﯾﺎﻧﺖ ﻭ ﺗﻘﻮﯼ ﺑﻪ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ

ﺗﺰﻭﯾﺮ ﺳﮑﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﺩﻭﺭﻭ، 

ﮐﻪ ﺑﺮ ﯾﮏ ﺭﻭﯾﺶ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍ 

ﻭ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺩﯾﮕﺮﺵ ﻧﻘﺶ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺍﺳﺖ... 

ﻋﻮﺍﻡ ﺧﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻨﺪ 

ﻭ ﺍﻫﻞ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﺑﻠﯿﺴﺶ...

ﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﻥ ﺩﻟﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﻋﻠﯽ 

ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺳﺠﻮﺩ ﺁﯾﻪ ﺧﻮﺍﻥ ﻭ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﺘﺪﯾﻦ❗...

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 22:35 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
خالد حسینی تو رمان بادبادک مینویسه: در دنیا فقط یک گناه هست و آن دزدی ست!

ﻣﺮﺩ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﺭ ﮔﻮﺵ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺪ ﭼﻨﯿﻦ ﻧﺠﻮﺍ ﮐﺮﺩ :

” ﭘﺴﺮﻡ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑﻦ “

ﭘﺴﺮ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻭ ﻣﺒﻬﻮﺕ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﺑﺪﯾﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺳﺖ ﮐﺞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ

ﭘﺪﺭ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ :

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻧﮑﻦ

ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻧﮑﻦ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﺭﺍﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ، ﻧﺎﺣﻖ ﻧﮕﻮ

ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﯽ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ،ﺑﯽ ﺣﯿﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ ﺍﮔﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺭﺍ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼ

ﭘﺲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﺯﺩﯼ ﻧﮑن!

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 22:35 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
یادمان باشد..... با شکستن پای دیگران ما بهتر راه نخواهیم رفت!

 یادمان باشد.... با شکستن دل دیگران ما خوشبخت تر نمی شویم!

کاش ..............بدانیم اگر دلیل اشک کسی شویم دیگر با او طرف نیستیم ;باخدای او طرفیم.

 

و کاش انسانها .....انسان بمانند!!!!!!

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 22:34 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
-------😳😳😳😎

استاد فيزيك به شاگردش گفت بيا پاي تخته ,

آمد : بهش گفت . شما توي قطاري و قطار باسرعت 80كيلو متردرحال حركته داخل كوپه خيلي گرمه تو چيكار ميكني؟ شاگرد گفت : پنجره را بازميكنم .

استاد گفت خوب حالا با بازكردن پنجره برام حساب كن چه مقدار از سرعت قطار كم ميشه. نسبت فشارهواي داخل كوپه با هواي خارج قطار را هم حساب ميكني فردامياري . شاگرده گفت عجب غلطي كرديم,

نفربعدي را صداكرد اين شاگردكه دوبار براي اين درس رد شده بود اومد.

استادگفت تو توي قطاري هستي باسرعت 75كيلو متر درساعت حركت ميكنه داخل كوپه خيلي گرمه تو چكار ميكني ؟

... ... شاگرده گفت پليورمو درميارم !

استاد : دماي داخل كوپه 50درجه سانتي گراده ,

گفت: همه لباسمو در ميارم .

استاد : داخل كوپه دو سه نفر آدم ناجور هست .

گفت : ده تا آدم ناجورم كه باشن , من اون پنجره لعنتي را باز 

نمیکنم😁😕

 

___________________

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 22:33 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
آقای گاو !

در یک مدرسه راهنمایی دخترانه خدمت میکردم و چند سالی بود

که مدیر شده بودم.

 

قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه

بروند.

در همین هنگا م، مردی با ظاهری آراسته و سر و وضعی مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و

خطاب به من گفت:

 

با خانم... دبیر کلاس دومی ها کار دارم و میخواهم درباره درس و انضباط فرزندم

از او سؤالهایی بکنم.

 

از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت:

من "گاو" هستم ! خانم دبیر بنده را میشناسند. بفرمایید گاو، ایشان متوجه میشوند.

 

تعجب کردم و موضوع را با خانم دبیر که با نواخته شدن زنگ تفریح، وارد دفتر مدرسه

شده بود، در میان گذاشتم.

 

یکه خورد و گفت: ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که

چیزی نمیفهمم...

 

از او خواستم پیش پدر این دانش آموز برود

 

خانم دبیر با اکراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز که در گوشه ای از دفتر نشسته

بود، رفت.

مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد:

"من گاو هستم!"

- خواهش میکنم، ولی...

- شما بنده را به خوبی میشناسید.

من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او

را به همین نام صدا زدید...

 

دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: آخه، میدونید...

- بله، ممکن است واقعاً

فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق میدهم.

ولی بهتر بود

مشکل انضباطی او را با من نیز در میان میگذاشتید.

قطعاً من هم میتوانستم اندکی

به شما کمک کنم.

 

خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت کردند.

گفت و شنود آنها طولانی،

ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و با

خداحافظی از همه، مدرسه را ترک کرد.

وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم.

در

کنار مشخصاتی همچون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود:

دکتر... عضو هیأت علمی

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه.....

👈چقدر جای این طرز تفکر و رفتار در فرهنگ امروز ما خالیست

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 22:33 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
 

"خزینه" حوضچه ای در حمام بود که مردم خودشان را در آن می شستندو آب می کشیدند و غسل می کردند . البته آب خزینه ها معمولا کثیف بود و به راحتی میتوان تصور کرد چن حوضچه ای منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر بود . بخصوص انواع بیماری های پوستی مانند تراخم و کچلی و بیماری های قارچی و آبله که در شهر ها بیداد میکرد . معمولا حمامی ها بین دو نوبت مردانه و زنانه هم چوب درخت زالزالک را در خزینه میگرداندند و مو و چرک و کف صابون را جمع میکردندو مقداری آهک هم درون آن می ریختند بلکه از آلودگی آن کمی کاسته شود . از طرفی رضا شاه میدید نیروی کار در مملکت بعلت بیماری و مرگ عملا در حال کاسته شدن است . پس از پیگیری متوجه شد که یکی از علل اصلی مرگ ومیر مردم استفاده از خزینه هاست . تا اینکه به فرمان رضا شاه رسما استفاده از خزینه در حمامها ممنوع اعلام شد . 

اماداستان به اینجا پایان نیافت . بعد از بسته شدن خزینه ها اعتراض برخی علما و روحانیون بخصوص روحانیت خراسان بلند شد . آنها حزبی به نام حزب خزینه تاسیس کردند و فریاد وا اسلاما سر دادند و استفاده از دوش به جای خزینه را از مظاهر غربگرایی اعلام کردند . این علمای معظم تنها آب خزینه را پاک و به اصطلاح "کرّ" میدانستند و هر چه غیر از آنرا را ناپاک و نجس اعلام کردند . آیات عظام فتوا دادند که منع خزینه "غیرشرعی" است و با آبی که از شیر آب میریزد نمیتوان غسل کرد . بنابراین ممنوع کردن خزینه "عمل خلاف شرع رضا شاه" اعلام شد . آنها آب «کرّ» را آبی میدانستند که در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب در سه و نیم وجب باشد . هر چند که درباره اندازه وجب توضیح ندادند . در چنین آبی میتوان وضو گرفت و غسل کرد ولو در آن حیوانی یا انسانی ادرار کرده باشد . به شرط آنکه عین نجاست در آن دیده نشود و پس از ادرار ، آب از خزینه سرریز شود . 

بنابراین موضوع خزینه تبدیل شد به یکی از کشاکش های تاریخی بین برخی روحانیون و افرادی که میل به مدرن شدن جامعه داشتند و جنگی بر علیه "دوش حمام" آغاز شد . جنبش خزینه و مخالفت هایی پیرامون آن شکل گرفت و برخی مومنین و متدینین هم تا سالها پنهانی از خزینه استفاده میکردند و نقشه میریختند که چگونه نیمه شبها و به دور از چشم پاسبانها و با چرب کردن سبیل حمامی خود را به خزینه برسانند . تا کم کم به زور باطوم و دگنگ رضا شاه و به مرور زمان مردم به محاسن دوش پی بردند . بعضی علما هم بالاخره فتوا دادند که دوش در حمام عيبی ندارد به شرط آنکه بعد از آن در خزینه غسل کنند .! بعدها فعالان جنبش خزینه فتوا دادند که میشود زیر دوش بجای غسل ارتماسی ، غسل ترتیبی انجام داد و

احکام و مسائل آن را مطرح نمودند .

اما روایت و جنگ علیه دوش و جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا . علما از مدرسه رفتن دختران و تاسیس مدرسه مدرن گرفته تا تاسیس رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر و اصولا هر ابزاری که نیاز بشر امروز و نشانه پیشرفت بود دخالت میکردند و از قرآن و دین مایه می گذاشتند و آنرا خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام میکردند و بقیه را غربزده و طاغوتی اعلام میفرمودند . جنگی که تا امروز به دیش ماهواره و اینترنت ادامه یافته و هنوز آتش بس اعلام نشده است ..!!

 جنبش خزینه نه اول ماجرا بود و نه آخر ماجرا . علما اولین بار که دوچرخه به ایران آمد آنرا ارابه جن معرفی کردند . اما داستان شناسنامه از همه جالب تر بود . اولین بار که اعلام کردند مردم برای گرفتن شناسنامه به شهربانی مراجعه کنند، علمای عظام فتوا دادند که این دسیسه انگلیس است تا نام دختران و همسران شما را بدانند . . .!!!!!

 

منبع : عصر ایران

 

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 21:36 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
میخوای بهت بگم چندتا خواهر برادر داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

معادله عجیب اما واقعی

 

تعداد برادراتو به علاوه 3 کن

حاصلو ضربدر 5 کن

حاصلو به علاوه 20 کن

حاصلو ضربدر 2 کن

حاصلو به علاوه 5 کن

حاصلو به علاوه تعداد خواهرات کن

حاصلو از 75 کم کن

یه عدد 2 رقمیه

سمت چپی(دهگان)= تعداد برادر

سمت راستی(یکان)= تعداد خواهر

.

.

.

کف کردی؟؟؟؟؟؟ 

 

اینجوریاست قربونم بری

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 21:31 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
توصیه نامه یونسکو مربوط به مقام و منزلت معلممقدمه مترجم

 

یونسکو در تاریخ ۵اکتبر ۱۹۶۶ ُ توصیه نامه ای را برای ارج نهادن به مقام ومنزلت معلم تدوین کرد که مورد توجه کشورهائی از جمله ایران قرار گرفت . از همین رو این تاریخ به نام روز جهانی معلم نامگذاری شد. از آنجا که این توصیه نامه در دسترس همکاران وفعالان صنفی نبود؛ تصمیم گرفتم علی رغم نداشتن بضاعت علمی در ترجمه آن بکوشم . امید است که این ترجمه مفید فایده قرار گیرد . در ضمن با داشتن نرم افزار <<آکروبات ریدر>>برای دستیابی به متن اصلی این ترجمه می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید.

 

توصیه نامه یونسکو مربوط به مقام ومنزلت معلم - قسمت اول

 

مترجم : محمدتقی سبزواری

 

مقدمه:

 

توصیه نامه مربوط به مقام و منزلت معلم در تاریخ 5 اکتبر 1966 در شهر پاریس و پس از کنفرانس بین المللی ویژه مقام و منزلت معلم تهیه شده است. این توصیه نامه با در نظر گرفتن موارد زیر در13فصل و146 بند تهیه شده است.

 

· لازم به ذکراست که حق آموزش یک حق انسانی وبنیادی وحیاتی می باشد.

 

·  مسئولیت کشورها،به منظورپشتیبانی صحیح ازآموزش عمومی مطابق باماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر، اصول 5و7و10 اعلامیه جهانی حقوق کودک و بیانیه سازمان ملل وهمچنین مسئولیت دول درزمینه ترویج وتبلیغ آرمان های صلح واحترام ودرک متقابل انسان ها .

 

· ضرورت آموزش عمومی و فنی وحرفه ای گسترده به منظور بهره مندی از تمامی استعداها و توانایی های قابل حصول ، این ضرورت موجب پیشرفت اخلاقی و فرهنگی و توسعه اقتصادی و اجتماعی مستمر می شود.

 

·  نقش اساسی معلمان در پیشرفت آموزشی و اهمیت پشتیبانی از معلمین به منظور توسعه جامعه بشری و پیشرفته .

 

·  این توصیه نامه در نظر دارد ضمانت لازم را برای بهره مندی معلمان از مقام و منزلت متناسب با نقش فعال خویش در جامعه ، مهیا کند.

 

· این توصیه نامه با در نظر گرفتن الگوها و سازمان های آموزشی در کشورهای مختلف ، رسوم و مقررات و قوانین متنوعی را ارائه می دهد.

 

· تنوع نظام هایی را در نظر می گیرد که در کشورهای مختلف برای تدریس کارکنان (پرسنل آموزشی ) به کاربرده می شود و مقررات خدمات عمومی برای معلمین را تعیین می کند.

 

· معتقدیم که علی رغم وجود تفاوت ها در کشورها، سئوالات متشابهی در کشورهای متفاوت در مورد مقام و منزلت معلمان وجود دارد. پاسخ این سئوالات به مجموعه ای استاندارد و میزان های مشترکی نیاز دارد . هدف این توصیه نامه پاسخ به این شبهات می باشد.

 

· این توصیه نامه از معاهدات و قراردادهای بین المللی بهره جسته است. این توصیه نامه مخصوصاً از ابزارهای قابل اعمال و منطبق با حقوق اصولی بشر،آزادی روابط و حفاظت حقوق سال 1948،معاهده گروهی سال 1949،معاهده پاداش ( دستمزد) در سال 1951،معاهده تبعیض (استخدام و اشتغال ) کنفرانس عمومی سازمان بین المللی کار در سال 1958، معاهده تبعیض آموزشی سال 1960سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل (یونسکو)،بهره برده است .

 

·این توصیه نامه جنبه های متنوع آمادگی و مقام ومنزلت معلمان در مدارس ابتدائی و متوسطه که در کنفرانس بین المللی آموزش عمومی مورد تصویب قرارگرفته ، و همچنین توصیه نامه آموزش فنی و حرفه ای سال 1962که مشترکاً توسط دفتر بین المللی آموزش و سازمان آموزشی ،علمی و فرهنگی سازمان ملل (یونسکو) جمع آوری و در مجمع عمومی سازمان آموزشی ، علمی و فرهنگی سازمان ملل (یونسکو) تصویب شده است ، را مد نظر داشته است .

 

· مشتاقیم که با پیش بینی های مربوط به مشکلات معلمین ، با احترام خاص به معلمین و حل مشکلات و کمبودهای این قشر در تکمیل این استاندارها بکوشیم .

 

فصل اول – تعاریف

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 21:29 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
دلم عجیب پراست... آنقدر پر، که اضافه اش ازگوشه ی چشمانم میچکد... درخلوت دلت امشب باخدا دعایم کن، شایدحاجت من در بند کلامی از جانب تو به خدا باشد...

[ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ ] [ 21:28 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]

  ســـــــــال 1393  مــــــبـــارکـــــــــ  بـــــــــــاد 

 غـــروب  غــمـت را بـــه هــر قـیـمــی خـریـدارم

چـون طـلـوع شادیهـایــت را ازصـــــمـــــیـم

قلــب آرزومـــنــدم

 دلـت شـاد و لـبـت خـنـدان بـمـانـد
برایـت عـمـرجـاویـدان بـمـانـد
خــدا را مـیدهم سـوگـنـد بـرعـشـق
هـرآن خـواهـی بـرایـت آن بـمـانـد
بـپـایـت ثــروتـی افـزون بـریـزد
کـه چـشـم دشمنت حـیران بـمـانـد
تنت سـالم سـرایت سـبز بـاشـد
برایـت زندگـی آسـان بـمـانـد

تـمـام فـصـل سـالـت عــیــد بـاشـد

چـراغ خـانـه ات تـابـان بـمـانـد

 امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشید

        هــر  روزتــان  نــــوروز     



نوشته های یکسان: متفرقه
ادامه مطلب
[ پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۲/۲۹ ] [ 20:25 ] [ محمدرضا بهــرامی سامانی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

افلاطون گفت : خدا هندسه دان است ،
ژاکوبی این جمله را چنین تغییر داد : خدا حساب دان است ،
سپس کرونکرآمد و این سخن به یاد ماندنی را باب کرد : خدا عددهای طبیعی را آفرید،ما بقی کار انسان است.(فلیکس کلاین)
ســـــــــــــــــــــلام
سلام به همه ی شما یاران صمیمی و چهره های آشنا .سلام به شما که نسبت به مسائل پیرامون خود از نقطه نظر ریاضی می نگرید و سعی می کنید برای هرکدام معادله ی ریاضی ساده ای بسازید تا با حل آن بتوانید اندکی به نظم بی مانند هستی پی ببرید.من نیز امید وارم که بتوانم گام کوچکی در جهت زدودن تاریکی های ذهن شما عزیزان بردارم.
این وبلاگ توسط محمدرضـا بهـرامی سامانی از اعضای گروه آموزشی ریاضی دوره متــوسطه شهرستان سامان در سال تحصیلی 91 -1390 ایجاد شد . اهداف این وبـلاگ کمک به ارتقا سطح دانش ریاضی دانش آموزان وایجاد انگیزه در این رابطه می باشد.ازشما خواهشمندم با نظرات وپیشنهادات ارزنده ی خودتان دلگرمم فرمایید.
با تشکر از این که این وبلاگ را انتخاب کرده اید.
برچسب‌ها وب